ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱۸, شنبه

مزدوری که می توانست قهرمان باشد !

متن زیر را رضا علیجانی به مناسبت کشته شدن حسین همدانی سردار سپاه در پیج شخصی اش منتشر کرده است:


گاهی اوقات زودتر مردن (همانند برعکسش؛ عمری طولانی تر داشتن) نوعی عاقبت به خیری برای کسانی می آورد! اگر امثال سردار همدانی ها زودتر می مردند شاید یکی از ده ها قهرمان دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور می بودند و نه قصاب جنبش سبز و... و اگر امثال لاجوردی و حسین شریعتمداری و ... نیز چنین سرنوشتی پیدا می کردند شاید حالا جزء قهرمانان دفاع از آزادی بودند. ادبیات مذهبی از این فراز و نشیب رفتار و کردار آدم ها به عنوان «حبط عمل» (نابودی اعمال خوب و خیر) یاد می کند همان گونه که اتفاق وارونه اش را «توبه» می نامد. چه بسیار کسان که در زمان شاه در صف آزادی خواهان بودند و اینک در رده دژخیمان اند؛ چه بسیار کسان که در ابتدای انقلاب در صف سرکوبگران بودند و اینک در صف آزادی خواهان اند و ... .
این تجربه تاریخ گذشته نیست. الان نیز در جریان است. در همین نزدیکی ما و شاید حتی در درون خود ما. چه بسیار کسان خواهند بود که اینک در کسوت آزادی خواهان اند و فردا روزی در صف دژخیمان خواهند بود. و برعکس.
اما آیا این یک اتفاق ناگهانی است و یا استعداد و ظرفیت و پتانسیلی از قبل وجود داشته و به چشم نمی آمده است و از کنارش بی اعتناء می گذشته ایم. کسی که امروز در صف استبداد و سرکوب ایستاده است اما در وجودش «خرد» یا «انصاف»ی دیده می شود استعدادی دارد برای راه یافتن و توبه و در صف حق و حقیقت و حقوق مردم ایستادن و برعکس کسی که امروز ظاهرا در همین صف ایستاده است اما جاه طلبی و غرور و موقعیت طلبی نشان می دهد و یا خواسته های فردی اش را لای لفافه اهداف جمعی پنهان می کند و یا برای رسیدن به هدف هایش از روش های کثیف استفاده می کند؛ پتانسیل فراوانی دارد برای تبدیل شدن به چیز دیگری که امروز تصور نمی شود. اما درس های مکرر تاریخ نشان می دهد خیلی باید مراقب خودمان و پیرامون مان به خصوص در رابطه با «منش» و «روش» های رفتاری باشیم
تجربه نهفته در ادبیات اخلاقی و دینی می گوید « دروغ» سرمنشاء بسیاری از خصایص منفی است. تجربه زندگی آموخته است کسانی که برای رسیدن به اهداف شان به راحتی« دروغ» می گویند و یا به دیگران «تهمت» می زنند استعداد سرشاری برای استحاله دارند. و این یک تجربه بزرگ زندگی است که دشمن با شرافت بسی قابل تحمل تر است تا دوستی که در دشمنی، شرافتش را به حراج می گذارد... این درسی است که امروز با خبر مرگ سردار همدانی بار دیگر در گوش مان زنگ می زند. کسی که در جنبش سبز که جنبشی علیه دروغ بود، دروغ بسیار گفت و 
تهمت بسیار زد...

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۷, شنبه

اسرائیل خواستار لغو ارکستر آلمانی شد، ایران کنسرت را لغو کرد !


بعد مشخص شدن سفر گروه ارکستر آلمانی به رهبری دانیل بارنبویم ، اسرائیل نسبت به آن واکنش نشان داد و وزیر فرهنگ اسرائیل مراتب اعتراض خود را نسبت به این دعوت نشان داد.او گفت بارنویم خط ضداسرائیلی را تعقیب می‌کند و از فرهنگ برای پیش بردن "عقایدش علیه اسرائیل" استفاده می‌کند. این گفته ها با مخالفت آلمانی ها مواجه شد به طوری که به گزارش رویترز اپرای برلین در بیانیه‌ای گفت است فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر خارجه آلمان، "از تلاش‌های دانیل بارنبیوم برای گسترش موسیقی ورای مرزهای ملی، مذهبی و قومی حمایت می‌کند."

در این حین که جدال لفظی بین مقامات اسرائیل و آلمان بالا گرفته این کنسرت لغو شد .نکته جالب توجه اینکه این کنسرت نه از طرف آلمانیها و نه تحت فشار اسرائیلی ها بلکه توسط مقامات جمهوری اسلامی لغو شد. آقای نوش‌آبادی سخنگوی وزارت ارشاد گفته است: "در راستای تبادل فرهنگی هنری مابین کشورها، قراربود ارکستر آلمانی به تهران سفر کند و اجرایی را در تالار وحدت روی صحنه ببرد. اما وقتی معلوم شد برخی از رهبران و مسئولان این ارکستر هویت اسرائیلی دارند، بلافاصله با این موضوع برخورد شد و این ارکستر اجازه اجرا در ایران را نخواهد داشت."
نکته جالب تر اینجاست که آقای بارنویم یک یهودی آرژانتینی است که علی رغم داشتن تابعیت اسرائیلی از سال 2008 تابعیت فلسطینی دارد . آقای بارنویم رهبر ارکست و پیانیست مشهور که به مواضعی ضدجنگ دارد سالهاست در جهت صلح به مناطق مختلف جهان سفر می کند. اما ظاهرا مواضع ضد یهودی جمهوری اسلامی اجازه چنین موقعیت فوق العاده ای به وی  و گروه همراهش  نداده است. حقیقت آن است که جمهوری اسلامی و فلسفه ضد یهود آن چنان علنی است که ایران از هیچ اقدامی در جهت نمایش آن دریغ نمی کند حتی اگر این اقدامات به نفع اسرائیل و اجماع جهانی بر علیه ایران باشد. شاید این اقدام ، فعالان صلحی مانند دانیل بارنویم را نیز متعجب کند. اما برای خود ایرانیان که سالهاست با این نفرت پراکنی ها بزرگ شده اند آشنا شده اند و بسیاری حتی در عرصه های بین المللی همچون ورزش صدمه دیده اند شاید آشنا باشد.

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۱, یکشنبه

7 دلیل رهبر ایران برای متقاعد کردن کنگره به برهم زدن توافق هسته ای

رهبر ایران در چند هفته اخیر و در روزهای حساسی که دولت آمریکا به رای اعضای کنگره نیاز دارد تا توافق هسته ای ایران و کشورهای غربی را برای همیشه به نتیجه برساند در چندین نوبت سخنرانیهای تندی بر علیه آمریکا و غرب انجام داده است. این امر زمانی تامل برانگیز می شود که شمشیر تند سخنان رهبر ایران نه آمریکا و اسرائیل که کشورهای منطقه را هم هدف قرار داده است.سخنانی به شدت تحریک آمیز که تنها به نفع لابی اسرائیل و جمهوری خواهان در آمریکاست تا نشان دهند ایران و بویژه راس تصمیم گیرنده آن در مسیر 37 ساله خود قاطع است. به راستی دلیل این سخنان تند رهبر ایران چیست و چرا رهبری که در بسیاری از مسائل روز ایران و منطقه مدتها سکوت می کرده اینبار به طور مکرر در اینباره سخن می گوید. تحیلگران زیادی بر این مسئله توافق دارند که رهبر ایران از این توافق یا به اصطلاح خودش متن رضایت ندارد و گفته که معلوم نیست این متن به تصویب برسد. ما با 7 دلیل به شما می گوئیم چرا رهبر ایران علاقه دارد این توافق توسط کنگره و نه او به نتیجه نرسد. و به اصطلاح بهم بخورد:
1-      مقصر شکست ایران نمی شود: با رای بیش از دو سوم آرای مخالفان توافق در کنگره و بی اثر شدن وتوی اوباما عملا مذاکرات و تلاش های فراوان دولت آمریکا به شکست می انجامد در حالی که ایران مقصر این شکست نیست و دولت آمریکا بزرگترین ضربهدیپلماتیک سالهای اخیر را خواهد خورد.
2-      - بی اثر شدن تحریم ها :همین الان هم تحریم ها بی اثر شده است و رهبر ایران به آنچه که می خواسته رسیده است. همین که بتواند پول های بلوکه شده را از بگفته آقای ظریف دوستان قدیم پس یگیرند برای رهبر ایران کافی است. اصولا مشکل تحریم ها ، کمبود بودجه برای بلند پروازیهای منطقه ای ایران است نه الزاما حل کامل مشکل اقتصادی مردم. داد و ستد با بازار اروپا هم کم و بیش فعال شده است.
3-      پیش بینی صحیح رهبری: رهبر ایران بارها گفته بود که به این مذاکرات خوش بین نیست و به غرب و آمریکا نیز اطمینان ندارد. صحت گفته هایش هم با شکست مذاکرات به اثبات خواهد رسید و بی بصیرتان به فرزانگی رهبر انقلاب ایمان خواهند آورد.
4-      به جهانیان ثابت می شود که ایران تمام تلاش خود را انجام داد:  تیم مذاکره کننده ای حرفه ای زیر نظر رهبر ایران در مذاکرات شرکت کرد و طی دو سال تلاش شبانه روزی سعی خود را کرد تا مذاکرات را به سرانجام برساند اما با کنار کشیدن طرف مقابل بر همگان اثبات می شود که ایران تا آنجا که می توانست از خود انعطاف لازم را نشان داده است. همین باعث ایجاد دودستگی در جبهه مقابل می شود. واین برای ایران کافی است.
5-      انتظارات مردم بالا نرود : انتظارات مردم در مدت مذاکرات به شدت افزایش یافته بود و امکان ترک مذاکرات از طرف ایرانی اصلا قابل قبول نبود. با توجه به اینکه بسیاری از منتقدان جمهوری اسلامی رهبر ایران را مقصر شکست مذاکرات در سال 83 می دانستند.اینبار امکان انتقاد از جمهوری اسلامی را ندارند. مردم ایران نیز باید انتظارات خود را کم کنند و با شرایط موجود کنار بیاییند.
6-      رهبر ایران همچنان یک انقلابی است: برای آن دسته از طرفداران رهبر ایران بویژه آن دسته از سپاهیان و بسیجیانی که در مورد انقلابی بودن رهبر ایران برایشان تردید ایجاد شده بود ثابت شد که رهبر ایران همچنان یک رهبر انقلابی است و نفر اول صف مبارزه با استکبار و آمریکاست.
7-      ادامه فعالیت های هسته ای : به روشنی شکست توافق یک پیام روشن برای غرب دارد و آن ایران دارای هزاران سانتریفوژ است. ایران قطعا فعالیت های هسته ای خود را مجددا آغاز می کند و اینبار به آن سرعت خواهد تا آنرا به تعداد مد نظر رهبر ایران برساند. در این میان دسترسی ایران به بمب هسته ای هیچگاه برای دیگران مشخص نخواهد شد.

عده ای بر این باورند رهبر ایران همواره مواضع سختی در قبال آمریکا نشان داده است و این چیز تازهای نیست. اما آنچه اینبار وضعیت را متفاوت می کند اصرار او بر حمله به آمریکا و متحدان منطقه ای او در زمانی حساس است.کدهای رهبری اینبار صریح تر بوده و در حالی که دولت جمهوری اسلامی سعی دارد چهره ای معتدل و ملزم به قوانین بین الملی از خود نشان دهد رهبر به عنوان تاثیرگذار ترین فرد در نظام اصرار دارد این چهره را مخدوش می کند.

 مهرداد رضایی

گفته های جدید احمدی مقدم درباره پیشنهاد حذف کاندیداها توسط مسئولین نظام در انتخابات 88

چند روز گذشته مصاحبه جدیدی از احمدی مقدم منتشر شده است که در آن نکات جالب توجهی یافت می شود.یکی از موارد مربوط به رفتارها و گفته های مسئولان وقت درباره کاندیداها می باشد.اصطلاحی که احمدی مقدم از آن به عنوان هل دادن مسئولین نام می برد.در زیر بخشی از این گفته ها که در وبسایت فارس منتشر شده است آورده شده است:

"نماز جمعه آقای هاشمی چه تیپ‌هایی بودند؟ جمعیت ریزش یافته بود و تقریباً می‌توانیم بگوییم ضد انقلاب و قدری هم چپ‌های تند و رادیکال آمده بودند. فیلم‌ها و عکس‌هایشان موجود است و کاملاً مشخص هستند. معلوم بود اینها به این راحتی نمی‌خواهند دست بردارند. بعد از تحلیف و صحبت‌های آقا برایشان مسلم شد که احمدی‌نژاد هست و کاریش نمی‌توانند بکنند، چون تا قبل از آن بعضی از دوستان خودی امیدواری‌هایی می‌دادند. یادم هست آقایان توکلی و لاریجانی که البته آقای توکلی اظهار نمی‌کرد، ولی آقای لاریجانی رفتارهای شائبه‌آفرین داشت، مثلاً اجازه بدهید بروند فلان جا سخنرانی کنند یا چه اشکالی دارد در استادیوم آزادی جمع شوند؟ نمی‌خواهم بگویم چه کسانی گفته‌اند، استدلال‌شان این بود که بد چیزی هم نشد. اگر این انتخابات ابطال شود، میرحسین به دلیل فتنه‌آفرینی‌اش و احمدی‌نژاد به خاطر رفتارهای سوءاش رد صلاحیت می‌شوند و هر کس رئیس‌جمهوری شود، به نفع مملکت خواهد بود. از بین چه کسانی؟ سایر کاندیداهایی که باقی می‌مانند. کروبی، میرحسین و احمدی‌نژاد رد صلاحیت می‌شوند و این سه را اوت کنیم و رئیس‌جمهوری از بین باقی‌مانده‌ها انتخاب می‌شود. گفتیم این چه حرفی است که می‌زنید؟! مگر چنین چیزی ممکن است؟ بعضی از دوستان خودی که با آن طرف هم نبودند، فکر می‌کردند الان فرصت خوبی است که از شر احمدی‌نژاد و بقیه با هم خلاص شوند. دعوای دوستانمان در مجلس با آقای لاریجانی از همین نقطه است، چون آقای لاریجانی با هر دو طرف موضع داشت. رفتار ناصوابی است که ایشان را به آن سمت هل بدهند، مثل کاری که احمدی‌نژاد با آقای ناطق نوری کرد و او را به آن سمت هل داد. از این هل دادن‌ها کسی نفعی نمی‌برد. با صحبت آقا، تکلیف امثال آقایان لاریجانی، توکلی و...- که ضد احمدی‌نژاد بودند- روشن شد. آن طرف هم خیالش راحت شد که احمدی‌نژاد هست. از اینجا دنبال این بود مشروعیت نظام را به چالش بکشد که این رفتار ضد انقلابی است. وقتی گفته‌ای تقلب باید بیایی اثبات کنی و چون نمی‌توانی مثل آقای آخوندی که در جلسات اعلام می‌کرد رأی‌ها درست است و ما به مقدمات انتخابات ایراد داریم. ما هم گفتیم اگر ایراد به مقدمه انتخابات دارید چرا از قبل نگفتید؟ چرا گفتید من بُردم؟ معلوم بود قضیه طولانی و فرسایشی می‌شود. البته تابستان رکودی ایجاد می‌کند. پس از آن 30 خرداد و 18 تیر را داشتیم."
"